قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2315

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و چهلم از رحلت خير البشر در اين سال ، بساسيرى بر بغداد استيلا يافت « 1 » و رئيس الرؤسا را به قتل رسانيد « 2 » و خليفه ، القائم بامر اللّه عباسى ، را از بغداد به حديثه عانه نزد مهارش كرد فرستاد . و تفصيل اين مجمل آنكه در وقايع سال سابق مذكور شد كه طغرل بيگ موصل را از دست بساسيرى گرفته به برادر خود ابراهيم ينال داد و خود به ديار بكر رفته بعد از فتح آن ولايات به جانب بغداد مراجعت نمود . و در اين سال ، ابراهيم ينال ولايت موصل را گذشته به جانب ولايت جبل رفت . طغرل بيگ چون بر اين حال اطلاع يافت جهت او خلعت فرستاده او را طلب داشت . و بساسيرى در اين وقت ، فرصت يافته باز موصل درآمد و قريش بن بدران را با خود متّفق ساخته و كس پيش ابراهيم ينال ، كه در خاطر از طغرل بيگ كينه‌اى عظيم داشت ، فرستاده او را بر مخالفت برادر تحريض و ترغيب فرمود و گفت : اگر تو در مقام منازعت طغرل بيگ مىشوى ما همه در مقام اطاعت و انقياد تو درآمده انتقام تو را از وى مىستانيم . و ابراهيم سخن او را قبول كرده با او عهد و پيمان مستحكم گردانيد . چون خبر استيلاى بساسيرى بر ولايت موصل و خراب ساختن او قلعهء آن بلده را ، كه طغرل بيگ تجديد آن كرده بود ، رسد از روى تعجيل از بغداد بيرون رفته متوجّه آن صوب گشت . بساسيرى از توجّه طغرل بيگ خبر يافته به اتّفاق قريش بن بدران از موصل بيرون رفته

--> ( 1 ) . ورود بساسيرى به بغداد با استقبال و پشتيبانى عامّهء مردم ، از شيعهء و سنّى ، مواجه گشت ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج . ( 2 ) . در باب اعدام بىرحمانه رئيس الرؤسا ؛ - ابن طقطقى ، كتاب الفخرى ، ص 263 ؛ مقريزى ، اتعاظ الحنفاء ، چاپ قاهره ، ص 62 ؛ بندارى ، زبدة النصرة ، ص 15 ؛ هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 255 ؛ و صفحات آتى همين اثر .